متن پادکست
من، عمار بن اَبی سَلامِه هَمْدانی، از قبیله هَمْدان، به آموختههایم در محضر رسول خدا جامه عمل پوشانده، و در سن ۵۶ سالگی در رکاب پاره تنشان حسین، عاشقانه سربازی میکنم.
بعد از ماجرای بیوفایی این کوفیان نفرین شده، که همواره در طول تاریخ بیوفاییشان دامنگیر آل رسول شده است، اکنون عازم پیوستن به کاروان عشق هستم، که کارواندار آن بیمحابا، از سر مهر به این بیوفا مردم، خود را به دهان آتش بنی امیه میاندازد.
از ترس افتادن در دام سربازان بنی امیه، شبانه به دل کوچههای کوفه زدم، تا مبادا راهم سد شود؛
ناغافل روبروی در جِسرالصِراة، به کمین ۵۰۰ نفر از سربازان ابن زیاد، با فرماندهی زَحر بن قِیس جَعفی، برخوردم؛ با قلدری خطاب به من گفت: «میدانم عزم چه کاری را داری، اما باید برگردی.»
به سمتشان حمله ور شدم، آنها را از سر راه خود کنار زدم، و به مسیرم ادامه دادم.
در مسیر رسیدن به مولایم، جز خداوند هیچکس جلودار من نیست.
اگر در همان اردوگاه نُخیله، هنگامی که قصد جان ابن زیاد را کرده بودم موفق به این عمل میشدم، امروز این گونه راه امامم را سد نمیکرد.
با تمام قوا به سمت کربلا میتاختم که مبادا به قافله پسر زهرا دیر برسم؛ بعد از عمری جنگیدن در رکاب امیرالمؤمنین، در جنگهای جمل و صفین و نهروان، اگر فرزندش را در این پیکار نابرابر تنها بگذارم، در روز قیامت چگونه با او روبرو شوم؟ حسین امانت مولایم علی است؛این امانت را با جان پاس میدارم.
سرانجام در روز دوم محرم الحرام، موفق به پیوستن به سپاه خدا شدم.
هر که شوق و هوای رسیدن به امام زمانش را در سر داشته باشد، هیچ مانعی برای این وصال وجود ندارد.
ماجرای عمار بن اَبی سَلامه، به وضوح این موضوع را بیان میکند که تنها کسی که ممکن است راه عشق را سد کند، نفس ماست، وگرنه جز اراده، هیچ مانعی برای ما وجود ندارد.
عمار بن ابیسلامه هَمْدانی؛ رزمندهای از کوفه تا کاروان کربلا
در میان یاران امام حسین (ع)، عمار بن ابیسلامه هَمْدانی از چهرههایی است که نام او با سابقه جهاد، وفاداری به اهلبیت (ع) و حضور فعال در صحنههای مهم تاریخ صدر اسلام شناخته میشود. او از قبیله بزرگ هَمْدان و از افرادی بود که پیشتر در کنار امیرالمؤمنین علی (ع) در جنگهای جمل، صفین و نهروان حضور داشته است.
عمار از جمله افرادی بود که فضای کوفه پس از شهادت امام علی (ع) را به خوبی درک کرده بود؛ فضایی که در آن بسیاری از مردم میان ترس، مصلحتسنجی و وفاداری به حق دچار تردید شده بودند. با این حال، او از کسانی نبود که مسیر اعتقادی خود را بر اساس شرایط سیاسی تغییر دهد و همین شناخت، زمینه حضور او در مسیر حمایت از امام حسین (ع) را فراهم کرد.
در آستانه حرکت امام حسین (ع) به سمت کربلا، بسیاری از شیعیان کوفه در وضعیت بلاتکلیف قرار داشتند. برخی از ترس حکومت، از همراهی با امام خودداری کردند و برخی دیگر در تلاش بودند خود را به کاروان ایشان برسانند. عمار بن ابیسلامه از جمله کسانی بود که با وجود خطرات جدی، مسیر حرکت به سوی امام را انتخاب کرد.
در مسیرهای منتهی به کربلا، برخی از یاران امام نیز در شرایط متفاوتی به ایشان پیوستند یا در کنار ایشان قرار گرفتند. برای نمونه، در میان چهرههای متفاوت این جریان میتوان به اُمّ وهب اشاره کرد؛ بانویی که همراهیاش با همسرش در مسیر کربلا، جلوهای متفاوت از وفاداری در واقعه عاشورا را نشان میدهد.
بشنوید: پادکست قصه شیدایی | اُمّ وهب
عمار بن ابیسلامه پس از پیوستن به کاروان امام، در کنار دیگر یاران در مسیر واقعه عاشورا قرار گرفت؛ مسیری که در آن وفاداری، شناخت حق و ایستادگی در برابر فشارهای سیاسی نقش تعیینکننده داشت. حضور او در کربلا نشان میدهد که بسیاری از یاران امام، تنها به یک تصمیم لحظهای اکتفا نکردند، بلکه این انتخاب نتیجه سالها شناخت و تجربه در کنار اهلبیت (ع) بوده است.
زندگی عمار بن ابیسلامه هَمْدانی یادآور این حقیقت است که در تاریخ کربلا، رسیدن به حق تنها با تصمیم آغاز میشود، اما با ثبات قدم در برابر موانع معنا پیدا میکند؛ مسیری که تنها کسانی در آن پایدار میمانند که انتخاب خود را آگاهانه و بر اساس ایمان شکل داده باشند.