پادکست قصه شیدایی | مادر وهب نصرانی

متن پادکست

من، مادر وهب نصرانی هستم، که به برکت وجود نورانی فرزند رسول خدا، و به دست ایشان، به همراه پسر و عروسم، به کامل‌ترین دین خدا ملبس شدیم.
از دور تماشایش می‌کردم؛ پسری که تا دیروز در کوچه‌ها شیطنت می‌کرد، امروز چنان قامتش رعنا شده، که دلم را با هر قدمش به دنبال خود می‌کشد. چنان زیبارو و دلربا بود، که چشمانم از تماشایش سیر نمی‌شدند. به خود می‌بالیدم که برای فرزند رسول خدا، چنین هدیه‌ای را پیشکش می‌کردم.
تازه چند روزی است که رخت دامادی بر تن کرده و دست در دست نو عروسش، خود را به معرکه جنگ رسانده بود، تا از حریم فرزند زهرا دفاع کند؛ و به عروسم قول داد که در روز قیامت همسری به جز او را انتخاب نکند، تا زندگی ای که در دنیا نتوانست برایش مهیا کند، در عقبا به اعلاترین طریق ممکن برایش بسازد.
روانه میدان که شد، با هر قدم اسبش، جان من نیز با او می‌رفت‌؛ اما شیرینی عاقبتی که در انتظار شیر پسرم نشسته، سختی از دست دادنش را برای من آسان می‌کرد.
هر شمشیر که می‌زد، قطره قطره شیرم را حلالش می‌کردم، و خدا را شاهد می‌گرفتم که امانتش را به بهترین شکل به او باز می‌گردانم.
شاید برای یک مادر غیر قابل تحمل باشد که دو دست پسر تازه دامادش را بریده و سر از تنش جدا کنند‌؛ اما من دلم قرص بود که به کجا نقل مکان می‌کند.
سربازان بی‌شرم عمر سعد، سر پسرم را برایم آوردند؛ دست بردم و موهایی را که یک عمر با لالایی شانه‌اش می‌کردم گرفتم، و سرش را به میانه میدان پرتاب کردم و گفتم: «در مرام ما نیست چیزی را که در راه خدا دادیم پس بگیریم.»
مقام زن از این جهت در نزد خدا بسیار رفیع است، که مردان عالم در دامان آنها پرورش می‌یابند. تا مادر شیرزن نباشد، از دامانش شیرمرد پا نمی‌گیرد.

مادر وهب نصرانی؛ زنی که ایمانش را به میدان آورد

در میان چهره‌های کمتر شناخته‌شده واقعه کربلا، مادر وهب نصرانی جایگاهی ویژه دارد؛ زنی که داستان او بیش از آنکه صرفاً روایت یک حضور باشد، تصویر روشنی از تحول ایمان و انتخاب آگاهانه در سخت‌ترین شرایط تاریخی است.

وهب بن عبدالله کلبی (که در برخی منابع به عنوان وهب نصرانی نیز شناخته می‌شود) به همراه مادر و همسرش به کاروان امام حسین (ع) پیوست. این همراهی در شرایطی شکل گرفت که جامعه آن روزگار درگیر تردیدها، فشارهای سیاسی و دوگانگی‌های اعتقادی بود. خانواده وهب در این فضا، مسیر متفاوتی را انتخاب کردند و به جای فاصله گرفتن از کاروان حق، به آن نزدیک شدند.

مادر وهب در این جریان تنها یک همراه منفعل نبود، بلکه نقش او در تصمیم‌سازی و تثبیت مسیر فرزندش کاملاً برجسته است. او با درک جایگاه امام حسین (ع) و شناختی که از حقیقت نهضت داشت، فرزندش را در مسیر دفاع از اهل‌بیت (ع) حمایت کرد. این نوع همراهی نشان می‌دهد که در نگاه دینی، ایمان تنها در سطح فردی باقی نمی‌ماند، بلکه در ساختار خانواده نیز اثرگذار است.

در روز عاشورا، وهب پس از حضور در میدان نبرد و انجام رشادت‌های فراوان، به شهادت رسید. این لحظه برای مادرش نقطه‌ای بسیار سنگین و در عین حال سرشار از معنا بود. در منابع تاریخی آمده است که او با روحیه‌ای استوار، بر پیکر فرزند خود حاضر شد و شهادت او را در مسیر حق پذیرفت. این رفتار، تصویری کم‌نظیر از ایمان مادری را در تاریخ ثبت کرده است.

در کنار چنین صحنه‌هایی، چهره‌های دیگری نیز در کربلا حضور داشتند که هر یک بخشی از روایت بزرگ عاشورا را شکل داده‌اند. برای نمونه، می‌توان به اُمّ وهب اشاره کرد؛ بانویی که همراهی او با همسرش در میدان کربلا، جلوه‌ای دیگر از نقش زنان در این واقعه را نشان می‌دهد.

بشنوید: پادکست قصه شیدایی | اُمّ وهب

مادر وهب نصرانی در تاریخ عاشورا به عنوان نمادی از ایمان خانوادگی و تربیت آگاهانه شناخته می‌شود؛ زنی که نشان داد انتخاب در مسیر حق، محدود به فرد نیست و می‌تواند به یک جریان درون خانواده تبدیل شود.

زندگی او یادآور این نکته است که در فرهنگ عاشورا، نقش زنان تنها در همراهی عاطفی خلاصه نمی‌شود، بلکه آنان می‌توانند در شکل‌دهی به تصمیم‌های بزرگ و سرنوشت‌ساز نیز نقش مستقیم داشته باشند.

پادکست‌های مرتبط

پادکست‌های مرتبط با این پادکست